|
جغرافیـــا و زندگی |
بارها شده که هنگام رانندگی از این که عابران پیاده بی موقع از خیابان عبور می کنند اخم در هم کشیده و گاه خواسته ام به آنها بفهمانم که عابران نیز چراغ دارند و باید به آن احترام بگذارند. به همین دلیل دیروز که خودم می خواستم از خیابان عبور کنم (سی و سه پل) با وجود آن که بسیاری دیگر به چراغ توجه نکردند ولی من ایستادم و تازه فهمیدم که چرا عابران به رنگ چراغ اهمیت نمی دهند. باور بفرمایید که مدت طولانی که از حوصله ی پیر و جوان خارج است ایستادم و هنوز کامل از خیابان 4 متری نگذشته بودم که چراغ عابر چشمک زن شد. حالا انصافا بفرمایید شما باشید می ایستید تا چراغ سبز شود؟
طبقه بندی: شهر و شهرسازی، [ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
در موسم حج تمتع بی نهایت ها قابل دیدن می شوند. بی نهایت توحید، بی نهایت ایمان، بی نهایت سادگی، بی نهایت صمیمیت، بی نهایت سازگاری و بی نهایت خوبی. اما بی نهایتهایی هم هست که در لحظه سختی به همراه دارد اما با گذشت زمان آنها هم خاطره است. مثل سرماخوردگی و بیماریهای بی نهایت که امانت را می برد خستگی هایی که از راه رفتن زیاد نصیبت می شود و گوناگونی های فرهنگی که گاه از دیدن آن بی قراری می کنی. اما چه خوش است خاطرات آن و زندگی با خاطرات بندگی در جوار خانه ی خدا. می خواهم تکرار شود اما می بینم باید بخواهم برای آنها که هنوز نچشیده اند تا مزه ی عبادت را بدون داشتن فخر و غرور بر دیگران و بدون چسبیدن به دنیا تجربه کنند. انشاءالله [ جمعه 25 آذر 1390 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
[ سه شنبه 15 آذر 1390 ] [ 09:10 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
آیا امنیت هم می تواند ربطی به جغرافیا داشته باشد؟ به نظر بنده یکی از عوامل مهمی که می تواند در داشتن امنیت مؤثر باشد جغرافیا است. محل های مختلف جغرافیایی از نظر امنیت متفاوتند. البته امنیت در لایه های مختلف اجتماعی قابل بحث است که امنیت افراد خانواده از اینده نیز می تواند یکی از این موارد باشد. امنیتی که پدر و مادر درمورد آینده ی خود احساس می کنند یا دایم به این فکر هستند که کی از طرف فرزندان، طرد می شوند؟ یا امنیت فرزندان که ترس این را دارند که در یک نقطه ی حساس، پشتیبانی والدین را نداشته باشند. این مدل امنیت بیشتر وابسته به فرهنگ اجتماعی نیز هست که البته قابل تفکیک با جغرافیا و منطقه نیست. گاه دیده می شود که آب و هوا هم می تواند بر روحیات مردم و در نتیجه فرهنگ آنها نیز تأثیر داشته باشد. سنت گرایی یا توجه به مدرنیسم در هر جامعه، به میزان ارتباط آن منطقه با دیگر مناطق کشور و دنیا نیز بستگی دارد. جوامع روستایی البته آنها که ارتباط کمتری دارند بر فرهنگ خود مصّر هستند و این ارتباط در گذشته بیشتر بستگی به ارتباطات زمینی و راه ها داشت اما امروز به دسترسی به رسانه ها و وسایل فرهنگی در اختیار، وابسته است. برای این که ما امنیت اجتماعی و خانوادگی را به جامعه القا نماییم راه های مختلفی وجود دارد که مطمئنا نمایش فیلم های هندی که دایم نمایشگر طرد پدر و مادر و بد رفتاری عروس با انهاست نیست شاید به همین دلیل هم باشد که مدتی است سیمای جمهوری اسلامی از پخش مجدد اندر مجدد آن خودداری نموده است. برای افراد خانواده ، خواندن حوادث هم توصیه نمی شود به خصوص آن که برخی حوادث در خبرگزاری ها گذاشته می شود تا بر شمار خوانند گان آن بیفزاید. در برخی کشور ها که با ثبات فرهنگ احترام به نقش های خانواده، زن به عنوان همسر یا مادر و مرد به عنوان پدر یا همسر و فرزندان مواجه هستیم در می یابیم که می شود امنیت را جغرافیایی نمود و در منطقه یا کشور خاص حفظ نمود آن هم با آموزش های صحیح، به دور از دروغ، ریا، ایده آل گرایی و ... بسیاری از افراد خانواده در برخی مرزهای جغرافیایی بر حقوق و تکالیف خود واقف نیستند و به همین دلیل یا بیش از آن انتظار دارند و یا خیلی کمتر از آن و این هر دو مخرب است. نظر شما چیست؟ [ پنجشنبه 28 مهر 1390 ] [ 10:44 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
قبول دارید که شهرسازی هم هنر است؟ عناصر شهر در صورتی که به گونه ای طراحی شوند که کمترین مشکل را برای شهروندان به وجود آورند و بیشترین بهره را به آنها برسانند به اهداف عالی شهرسازی دست یافته اند. اما این اتفاق در کشورهایی که تفکر جزیی نگر دارند زیاد اتفاق نمی افتد. چرا که وقتی طرح ریزی ساخت عناصر شهری آغاز می شود تنها به تعدادی از تأثیر و تأثرهای پدیده های هم جوار توجه می شود و به آینده و پیامدهای آن نیز اصلا توجهی نمی شود و یا به برخی از آنها پرداخته می شود. چند روز پیش رفته بودم فرودگاه بین المللی امام خمینی، اوضاع جالبی بود. کسانی که به همراهی مسافر آمده بودند غافل از این که این محل جایی برای پارک ماشینشان نیست به دنبال جای پارک می گشتند و بالاخره با پرس و جو و البته تذکرات مدام ماشین پلیس می فهمیدن که باید از این محل دور شوند و نمی دانستند تا کجا باید بروند بنابراین بهتر می دیدند که مسافر و اثاثیه اش را پیاده نمایند و خود بروند تا برسند به پارکینگ و البته از آنجا با اتوبوس بیایند به محل انتظار. از بیرون به نظر می رسید که یک سازه ی پیچیده ای است که شاید سر و ته آن معلوم نباشد اما وقتی وارد می شدی می دیدی که تنها مانند یک سالن مستطیل شکلی است که به صورت دو طبقه طراحی شده و یک بخش آن هم که مربوط به ورود و خروج مسافران بود و از دسترس بقیه به دور. بسیاری از مشکلات به داخل این سالن مربوط می شد. کمبود صندلی در طبقه ی بالا که مانند بازی صندلی، همه منتظر بودند تا یک نفر برای یک لحظه از جای خود بلند شوند و آنها بتوانند جای او را بگیرند. مسافر باید حتما از بینایی صد در صدی برخوردار باشد تا بتواند تابلو را بخواند و از پرواز خود مطلع شود. همه ی فروشگاه ها اظهار می داشتند که آبهای معدنی آنها گرم است پس باید برای رفع تشنگی از نوشیدنی های دیگر استفاده می کردی. مسافران می توانستند مقداری ارز دلتی روی پاسپورت بگیرند که البته حالا تدابیر دیگری اندیشیده شده که افراد وقتی خروجی را گرفتند ارز را تحویل بگیرند اما نه به این راحتی باید مدتها در صف می ماندند و شاید در لحظه ای که در تلاطم رفتن هستند از طرف بانک اعلام شود که ارز تمام شد. خودم شاهد بودم که خانمی پس از شنیدن این حرف چقدر به هم ریخت و بنا به اظهار خودش دیگر حالش را نمی فهمید. آخر برخی تنها به امید گرفتن این ارز آمده اند و خود می دانید که اگر نتوانند آن را تهیه کنند چه خواهد شد؟
[ چهارشنبه 30 شهریور 1390 ] [ 06:22 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
بد نیست به جای اینکه دایم به خود و دیگران نهیب می زنیم که من همینم که هستم و تو نمی توانی مرا عوض کنی به خودمان بگوییم می خواهم تغییر کنم. بهتر نیست از طبیعت بیاموزیم که تغییر، آنهم رو به جلو، باعث شادابی و طراوت دایمی است. برای این که این امر محقق شود باید انتقادپذیر باشیم. یه کار قشنگی که از کارخانه ی تولید لبنیات دامداران شنیدم برایتان نقل می کنم و آن این که : مشتری با خرید شیر،با فساد آن قبل از تاریخ انقضا مواجه شده و به شماره مربوط به مشتری که روی بطری درج شده بود به آنها اطلاع داده و کارخانه برای تشکر، برخی از محصولات خود را برای او فرستاد. می دانید چرا؟ این کارخانه با این کار، ضمن حمایت از مشتریان و حفظ آنها، از کمک آنها به طور دایم استفاده خواهد نمود که در صورتی که ایراد یا اشکالی در طول مسیر توزیع رخ میدهد مردم مانند نیروی نا محسوس عمل کرده و قبل از آن که این مشکل همه گیر شود به حل آن بپردازد. ما گاه باید از منقدین خود تشکر کنیم چرا که به رفع مشکلات ما کمک خواهند نمود. بنده یک بار از مغازه ی لوازم التحریر یک خودکار نسبتا گران خریدم و وقتی از آن استفاده نمودم دیدم که روان نیست به مغازه بردم و گفتم که این کیفیت لازم را ندارد و می خواهم عوضش کنم و صاحب مغازه با تعجب به من می گفت ما چندین بسته از این خودکار را فروخته ایم و شما اولین نفر هستید که این را می گویید. گفتم شما باید از من تشکر کنید که ایراد اجناستان را می گویم این بهتر از آن است که فقط یک بار از شما خرید نمایم. اما او طبق تعریفی که خود از فروشندگی داشت قبول نکرد. ولی من این اعتقاد را دارم که باید فرهنگ مشتری مداری را در جامعه رشد بدهیم تا شاهد رشد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باشیم. طبقه بندی: مهندسی فرهنگی، [ چهارشنبه 26 مرداد 1390 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
برخی از دوستان معترض هستند که مودیان جغرافیا راجع به همه چیز می نویسند با برچسب جغرافیا به بنده نیز اعتراض شده است که یعنی چه جغرافیای معرفت؟ پس هر کلمه را می توان عبارت جغرافیا را به آن افزود؟ بنده معتقدم هر رفتاری که از انسان و یا طبیعت سر بزندو بتوان آن را در قالب «مکان» بررسی کرد می تواند به جغرافیا ربط داشته باشد. همانطور که از متن زیر بر می آید جغرافیا به تمامی علوم طبیعی و انسانی به نوعی مربوط است. این مطالب از ویکی پدیا گرفته شده است اما از این دست مطالب که معرف علم زیبای جغرافیاست در کتابها و سایتهای معتبر علمی کم نیست. جُغرافیا ، جُغرافی یا گیتاشِناسی در حقیقت مطالعهٔ روابط بین جوامع متشکل انسانی و محیط زندگی آنهاست. به بیانی دیگر جغرافیا دانشی است که درباره سطح زمین و پدیدههای طبیعی، آب و هوا، رستنیها، خاک، فراوردهها و مانند آن و پراکندگی آنها بر روی زمین و روابط آنها با انسان گفتگو میکند. هر یک از موارد مورد بررسی این دانش رشتهٔ ویژهای را پدید میآورد مانند زمینشناسی، هواشناسی، ستارهشناسی، مردمشناسی، زیستشناسی و جز اینها. واژهٔ «جغرافیا» عربیشده «ژئوگرافیا» (به یونانی: γεωγραφία) است که معنی واژهبهواژهاش «گیتی نگاری» است. جغرافیا مطالعهٔ زمین و اراضی، سیما، جمعیت و پدیدههایش است. نخستین شخصی که از واژهٔ «جغرافیا» استفاده کرد، اراتوستن (سال ۸۹۷/۹۸ تا ۸۱۵/۱۶ پیش از هجرت) بود. چهار سنت تاریخی در پژوهشهای جغرافیایی عبارت است از: واکاوی (تجزیه و تحلیل) مکانی پدیدههای طبیعی و انسانی (جغرافیا به عنوان بررسیای در بارهٔ پراکندگی)، مطالعات منطقهای (اماکن و مناطق)، مطالعهٔ انسان و رابطهٔ او با زمین، و پژوهش در علوم زمین است. با این وجود، جغرافیای نوین نظم و انضباطی همهفراگیر است که در درجهٔ نخست به دنبال درک زمین و همهٔ پیچیدگیهای انسان و طبیعت بوده و تنها منحصر به چیزها و جایشان نیست، بلکه در مورد آن که چگونه تغییر کرده و خواهندکرد نیز میباشد. جغرافیا به عنوان «پلی میان انسان و علوم فیزیکی»، به دو شاخهٔ اصلی جغرافیای انسانی و «جغرافیای طبیعی» تقسیم شده است. [ شنبه 15 مرداد 1390 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
شنیدید کسی به کسی می گه: با معرفت! یا این که می گن «نام یک شهر ,مکان+یا» با معرفتند. خوب پس می شه نتیجه گرفت که معرفت هم جغرافیا دارد. یعنی می شود معرفت را جغرافیایی اش کرد. یه روزی می شد لقب با معرفت را به کل مردم ایران داد. می شد بگی ایرانیا با معرفتند. در آن روز اگر کسی توی راه بنزین ماشینش تموم می شد هنوز چندی نگذشته بود که افراد برای کمک به او می ایستادند و حتما کاری براش انجام می دادند. اگه با کسی تصادف می کردند حتما برای کمک به او می ایستادن و خلاصه اگر ذیحقی از آنها استمداد می جست نسبت به او بی تفاوت نبودند. اما امروز دیگر آن رفتارهایی که می تواند نشانه ای از معرفت باشد زیاد دیده نمی شود. افراد از کنار هم می گذرند و نمی خواهند بدانند که چه اتفاقی افتاده تا مبادا وجدان درد بگیرند. یا مشتاقانه به دنبال خبر و تماشا هستند بدون آن که کمکی کنند. منظور این نیست که دیگه افراد با معرفت دیده نمی شه اما می توان گفت این افراد بسیار کم شده اند. چرا؟ ایران که همان ایران است پس چرا رفتارها تغییر کرده است؟ شاید اگر از جبر گراها و آنهایی که جغرافیا را اصل می دانند بپرسیم عوامل جغرافیایی چون آب و هوا و شرایط محیطی را عامل اصلی بدانند آنها خواهند گفت درست است که ایران ایران است اما این ایران آن ایران نیست. آبهای سطحی و زیرزمینی به دلیل کمی بارش کم شده و مردم نگران از مشکلات کم آبی حال و آینده به دنبال رفع مشکلات خود هستند و اصلا به مشکل مردم کاری ندارند و دلایلی از این دست. رفتار گرایانی که نقش تکنولوژی را در زندگی بررسی می کنند خواهند گفت هر جامعه ای با صنعتی شدن رفتارهایش تغییر می کند حال برخی از این رفتارها را ما می پسندیم و فکر می کنیم بهتر از قبل است و برخی را نمی پسندیم و می گوییم پسرفت شده است. در حالی که لازمه ی صنعتی شدن همین رفتارهاست. مثلا توجه کنید همین رفتار مراقبت از افراد سالخورده که در جوامع سنتی و دینی مانند ایران مرسوم بوده و هنوز کما کان ادامه دارد آیا میتواند در آینده هم با همین کیفیت وجود داشته باشد؟ به نظر میرسد که نه. چرا که نمونه های آن را در کشورهای صنعتی داریم می بینیم. کسانی که با دردسر بسیار موفق به گرفتن یک شغل می شوند چطور می توانند با بیمار شدن و پیر شدن والدین خود در خانه بنشینند و به نگهداری و مراقبت از او بپردازند؟ پس شاید روزی که چندان هم دور نیست ما با کمبود خانه های سالمندانی روبه رو باشیم که البته امروز به دیده ی نفرت و بیزاری به آن نگاه می کنیم . آنوقت حتی می شود از معرفت تعریف تازه ای ارائه داد. در اتوبوس های واحد اتوبوسرانی گاه به جوانهایی برخورده ام که برای سالخوردگان از جا بلند نمی شوند و جای خود را به آنها نمی دهند شاید در سالهای پیش احساس بدی به من دست می داد اما امروز که فعالیتهای بی وقفه ی جوانها و ساعات طولانی در سر کلاسهای مختلف آموزشی و .... می بینم و خوب می دانم که آنها هم واقعا خسته دلشان می خواهد در اتوبوس جایی داشته باشند تا بنشینند و اصلا به خاطر همین موضوع یکی دو اتوبوس که جا نداشته را بی خیال شده اند به آنها حق می دهم که راحت بر جای خود بنشینند و از آن سالخوردگان هم انتظار می رود که فکری برای خودشان بکنند. شاید همین حالا قبل از این که کاملا با جامعه ی صنعتی و اغلب بی روح و بی عاطفه روبه شده باشیم هم وقت آن باشد که معرفت را تعریف تازه ای برایش در نظر بگیریم و جغرافیای تازه ای را برایش تعریف نماییم. طبقه بندی: مهندسی فرهنگی، [ یکشنبه 2 مرداد 1390 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
آیا می دانید طراحی شهری و شهرسازی می تواند در چگونگی اجرای مراسم جشن و عزاداری های دینی نقش داشته باشد؟ چگونه است که ما با برگزاری این مراسم در طول سالیان دراز به این فکر نیفتاده ایم که فضایی را جهت برگزاری مراسم به ویژه جشن های دینی داشته باشیم؟ خوب تکلیف عزاداری ها روشن است و اغلب در مساجد و تکایا برگزار می شود اما جشن های منتسب به اعیاد دینی منتقل می شود به خیابان ها، و دقیقا مانند آبی که از مسیر رود خارج شده، قابل کنترل نیست. با گذر از خیابان ها می بینی که افراد برای به اثبات رساندن هنر خود از انواع چراغانی استفاده می کنند و یا به توزیع نذری های گرم و سرد اقدام می نمایند که البته اغلب آنها نیت خیر دارند اما منجر به شلوغی، ترافیک، بی نظمی و گاه خلافکاری هایی هم می شود. همین امروز صبح دو نفر از مجروحان ناشی از ترکیدن ترقه در شب قبل(نیمه شعبان) را در مرکز اورژانس چشم، دیدم که حال خوشی نداشتند. البته به عقیده ی بنده، همین اعیاد می تواند زمینه های لازم را در رشد خلاقیت داشته باشد اما به دلیل عدم برنامه ریزی، مسابقاتی که برگزار شده و از تلویزیون نیز پخش می شود و حتی جوایزی چون خودرو دارد، چندان هدفمند نیست. در حالی که می توان با طرح سوالاتی ذهن افراد را به کار گرفت و از توان دهنی مردم بیشتر استفاده نمود نمی دانم در کجای دین ما ادا در آوردن از شخصیت های سینمایی و یا مجریهای برنامه های پربیننده، توصیه شده است؟ آنهم برای این که لحظاتی مردم را بخندانیم. اما سوالاتی چون : 1: چگونه می توانیم چراغانی طراحی کنیم که در عین زیبایی، کمترین مصرف برق و صرف انرزی انسانی را داشته باشد؟ 2: چگونه می شود بهترین نوع پذیرایی را طراحی کرد که ضمن جلوگیری از ازدحام و آلوده ساختن محیط زیست شأن افراد نیز در نظر گرفته شود؟ 3: چگونه میتوان فضای شهری در نظر گرفت که مردم با اسقرار در آن هم به تفریح بپردازند هم بعد معنوی و فرهنگی لحاظ شده باشد و هم به روند ترافیک شهری فشار وارد نیاورد؟ و سوالاتی از این قبیل که البته باید از همین الان شروع شو د که تا سال آینده به جوابهایی دست یابند. خواهد توانست جهت دهی مناسبی به برگزاری این مراسم داشته باشد. همین ظروف یک بار مصرف را در نظر بگیرید که چه میزان زباله ایجاد می نماید و هیچ کس به فکر استفاده ی بهینه از آنها نیست. چند سال پیش در یکی از برنامه های تلویزیونی می دیدم که در یک کشور اروپایی از همین ظروف یک بار مصرف مستعمل نیمکت های مقاومی را ساخته بودند که جلوی کافی شاپ ها قابل استفاده بود و حتی در مقابل نور خورشید هم استقامت زیادی داشت. به نظرم مسئولان شهری باید تکلیف را روشن نمایند که این گونه فعالیت ها بر عهده ی کیست و آستین ها را بالا بزنند تا به امید خدا برای سالهای آتی سرو سامانی به اوضاع شهر بدهند. طبقه بندی: مهندسی فرهنگی، [ یکشنبه 26 تیر 1390 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
یکی از فصولی که با ازدحام جمعیت در پارکها مواجه می شویم، تابستان است. مردم در گروههای سنی مختلف به پارک می آیند تا هوایی بخورند، قدمی بزنند و تفریحی هرچند جزیی داشته باشند. شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در حالی که با خیال راحت در حال قدم زدن هستید یکهو یک توپ به سرتان اصابت می کند و با یک کلمه ی ببخشید آن هم در شرایط خوبش قضیه فیصله پیدا می کند و شما نمی دانید بابت این ضربه ای که دریافت نموده اید از چه کسی باید شاکی باشید و یا چه کسی پاسخگوست؟ حتی گاه این ضربات توپ که نتیجه ی بازی های گروهی جوانان در پارکهاست نصیب سالخوردگان و یا کودکان می شود و یا باعث واژگون شدن ظرف غذای افرادی می شود که برای صرف شام به این پارک آمده اند. فکر می کنید چه راه حلی باید اندیشیده شود تا این لطمات جسمی و روحی کاهش یابد؟ واضح است که شهر و همه ی عناصر آن باید در خدمت همه باشد و شاید جوانان هم برای این کار خود دلیلی چون نبودن فضاهای بازی داشته باشند اما آیا ما حق راه رفتن در آرامش را نداریم؟ آقای مسئول آیا به این نکته توجه کرده بودی و نظرخواهی نموده ای تا راه چاره ای منطقی برایش پیدا کنی؟ یا می خواهی تا اقشار مختلف یه جوری با هم کنار بیایند بدون این که شما در امور آنان دخالتی کرده باشی؟
[ شنبه 4 تیر 1390 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ]
[ نظرات ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |