تبلیغات
جغرافیـــا و زندگی

جغرافیـــا و زندگی
 
قالب وبلاگ

بافت قدیم شهر؛ فرهنگنامه‌ای آموختنی

یا

واژگان در هم ریختۀ دور ریختنی؟

فاطمه دهقان نژاد*

چکیده:

بافت قدیمی شهرهای تاریخی ایران، قادر هستند که ویژگی های هنری و تاریخی کشور را به تصویر بکشند و آداب و سنن و فرهنگ جامعه را در قالب بناها و اجزاء و عناصر تاریخی به معرض نمایش بگذارند. اما این بافت قدیمی امروزه با مشکلات عدیده‌ای نیز روبه رو است که به طور کلی می توان به مشکلات رفاهی _ عمرانی مانند عدم دسترسی؛ فقدان تسهیلات شهری و مشکلات اجتماعی مانند مهاجر نشینی بافت قدیم؛ اعتیاد و بزهکاری و ...  آن اشاره نمود.

برخی از کارشناسان و مسئولان شهر، راه مقابله با این مشکلات را در تغییر و تحولات بافت قدیم دیده‌اند و برخی به خاطر اهمیت فرهنگی تاریخی این بخش از شهر با هر گونه تغییری مخالفت می نمایند و همین امر منجر به اختلافات اساسی میان سازمان های مختلف شهر در این مورد گردیده‌است.

این مقاله سعی دارد اجزاء  و عناصر شهری بافت قدیم را با تأکید بر اهمیت فرهنگی آن ها مورد بررسی قرارداده و البته اشاراتی به مشکلات این بخش از شهر داشته باشد و با ارائۀ راهکارهایی عملی پیوندی میان بافت قدیم و مدرنیته برقرار نماید. اما قضاوت در مورد چگونگی عملکرد را به عهدۀ خواننده  بگذارد.

واژگان كلیدی: فرهنگ، شهر، بافت قدیم، عناصر شهرهای تاریخی، مدرنیته و شهر سازی.

 

مقدمه:

 انسان از زمانی كه پا به عرصۀ وجود گذاشت تمام تلاش خود را در جهت رفع نیازمندی‌‌های خود و غلبه بر موانع طبیعی و اجتماعی صرف كرده‌است و تاكنون هم موفق شده كه برخی مواهب را به ‌دست آورد؛ نتیجۀ این تلاش عمدتاً منجر به پیدایش فرهنگ و تمدن شده‌است.

فرهنگ را به دو گونۀ فرهنگ معنوی و مادی تقسیم كرده‌اند به این صورت که فرهنگ مادی؛ اختراعات و اكتشافات وسایل فنی و مادی را شامل می‌شود كه از زمان‌های گذشته باقی مانده و به نسل حاضر رسیده‌است و با تكمیل و تولید بیشتر به نسل‌های آینده سپرده می‌شود و فرهنگ معنوی كه مجموعه‌ی دستاوردهای هنری، علمی، اخلاقی و آداب و رسوم و سننی را كه از طریق زبان، و خط و یا مجموعه‌ای از واحدهای معماری ـ شهری مختلف كه در مراكز مسكونی انسانی به تدریج گردهم قرار می‌گیرند و مجموعه‌ای از ارزشها، ایدئولو‌ژی‌ها و تمدن که از گذشتگان به ما رسیده و به آیندگان منتقل می‌شود را در بر می‌گیرد.

به این ترتیب  دو محور اصلی در پدید آمدن فرهنگ مورد تأیید است یكی انسان و دیگری محیط پیرامون او كه محل زندگی‌اش به شمار می‌رود.

در این راستا، انسان با ارتباط متقابل با طبیعت پیرامون، سعی داشته‌است با استفاده از كمترین امكانات، بیشترین بهره برداری را داشته باشد و به همین دلیل شیوه‌ی زندگی  ‌در یك مكان با  اقلیم گرم و خشك، متفاوت از شیوۀ زندگی در یك مكان دیگر، با اقلیم گرم و مرطوب یا سرد و مرطوب و ... است.

 همۀ این عوامل، سبب پیدایش چشم‌اندازهای مختلفی، در فضاهای اجتماعی و شهری، از جمله در چگونگی ساخت مسكن و مكان‌های مورد استفاده، نوع پوشش، آداب و رسوم و رفتارهای اجتماعی شده‌‌است.

پس می‌توان چنین استنباط كرد كه زیستن طولانی در یك مكان جغرافیایی مشخص، سبب ارائه‌ی فرضیه و تولید دانش می‌شود كه این دانش، گاه در ذهن جامعه جای گرفته و مانند یك شناسنامه و پیشینه‌ی فرهنگی به آیندگان منتقل می‌شود  و یا در كالبد آثار تاریخی، قرار می‌گیرد كه حفظ آن آثار می‌تواند مانع از نسیان و بی‌هویتی جامعه شود.

 

 

بافت‌ قدیم :

 به طور كلی در ایران، آن بخش از شهرهای ایران را كه تا عهد قاجار شكل گرفته‌اند، می‌توانیم بافت قدیم بنامیم كه در واقع بخش درونی شهر است خصلت اساسی كالبدی بافت قدیم، شكل گیری هماهنگ، مداوم، پیوسته، یك‌پارچه و عاشقانه درطول تاریخ است.(محمودتوسلی/ 1372/صص 5 و6)

ارتباط بافت قدیم با گذشته، آن را واجد ارزشهایی می‌نماید كه  ارزش‌های تاریخی و فرهنگی را شامل می‌شود.

 اما این بافت، فقط مربوط به گذشته نیست،  بلکه پل ارتباطی حال با گذشته است. آن هم به دلیل فضایی است که از ارتباط میان اجزاء و عناصر شهرهای تاریخی پدید می‌آید. جامعه و فضا نیز دارای روابطی از نوع كنش متقابل می‌باشد؛ كه نتیجه‌ی این ارتباط، ایجاد فضای خاص و بافت شهری مناسب با هویت‌های فرهنگی برای جامعه است. اینجاست که گفته می‌شود: زمینه و ساخت فضایی را نمی‌توان منهای روابط و فرآیندهای اجتماعی آن فهم كرد.(عماد افروغ/1374/ص52) 

شهرها به عنوان مكان جغرافیایی از نظر فرهنگ متفاوتند چرا كه واكنش مردم نسبت به مسایل بقای جمعی؛ از مكانی به مكان دیگر متفاوت است و چگونگی واكنش مردم به بقای جمعی، بخش مهمی از فرهنگ محلی‌ـ ‌مكانی را تشكیل می‌دهد.(حسین شكویی/1375/ص338 ) اما امروز به دلیل عدم توجه به فرهنگ و هنر، شاهد نابسامانی‌هایی در شهرها هستیم كه بنا بر نظر بسیاری از صاحبنظران؛ یكی از عوامل نابسامانی تمدن كنونی، است.

«لوئیس مامفورد[1]» اعتقاد دارد كه «شهر به گونه‌ای كه در تاریخ می‌توان یافت، نقطه‌ی اوج تمركز قدرت جامعه است ... شهر شكل و نمادی از به هم بافتگی روابط اجتماعی است ... هم‌چنین شهر،كاری هنری است ... ذهن در شهر شكل می‌گیرد و به شهر شكل می‌دهد.»

او در تاریخچه‌ای از سیمای شهر از عهد باستان نشان داده كه شهر در هر دوره‌ای چگونه ارزشهای فرهنگی و اجتماعی آن روزگار را منعكس كرده‌است.(مایك‌ساوج، آلن‌وارد/1380/ص173

ما نیز با مطالعۀ سیمای شهرهای ایران در قبل از اسلام و پس از آن در مییابیم که پیش از اسلام، شهرها به صورت قلعه و برج و بارو ساخته می‌شد و در آن‌ها شدیداً مسأله‌ی نظام طبقاتی رعایت می‌شد؛ بعد از ظهور اسلام، كم كم؛ مسأله‌ی طبقاتی از بین رفت و محله‌ها براساس اشتراكاتی چون هم شهری بودن یا براساس فعالیت‌های اقتصادی مشترك به وجود می‌آمدند. هر محله یا كوی، شامل خانه‌ها، بازارچه، مسجد، مدرسه، حمام و دیگر چیزهای مورد نیاز بوده‌است.(محمد كریم پیرنیا/1371/ص3)

اجزاء و عناصر شهری بافت قدیم:

به طور كلی، هر شهر یا مكان جغرافیایی با توجه به فرهنگ خود دارای ابنیه و مشخصه‌های خاصی است كه همه و به خصوص مسئولان باید بدانند یك بنای تاریخی قبل از آن كه معرف صورت مسأله فنی‌ـ ‌ساختمانی باشد، دربرگیرنده‌ی یك سلسله‌روش‌های تفكر و كردار است كه راه و رسم زندگی مردمان عصر خود را بازگو می‌كنند.(محمد منصورفلامكی/1380/ص1)

در شهرهای قدیمی ایران سه فضا با خصوصیت‌های متفاوت را می‌توانیم از یكدیگر تشخیص دهیم.

1- فضای خصوصی؛ مانند حیاط و عناصر دربر گیرنده‌ی آن.

2- فضای نیمه خصوصی ـ نیمه عمومی به صورت یك بن بست اختصاصی یا یك هشتی كه به چند خانه راه داشته‌است.

 3- فضای عمومی مانند مسجد، بازار، میدان و حمام‌های عمومی، اشاره كرد.(محمود توسلی، 1371، ج.1، ص70 به اختصار)

مهم‌ترین فضای خصوصی بافت قدیم، خانه است كه ویژگی های آن، نقشی فراتر از سرپناه را برای ساکنان آن ایفا کرده‌است. خانه‌های ایرانی در گذشته، نه تنها مأمنی برای اهل خانه به شمار می‌آمد؛ كه محل اجتماعات خانوادگی و محلی، مكانی برای آموزش تعاون وهمكاری و رفع و رجوع كارها به صورت گروهی، استفاده از فضای سبز خصوصی و تفریح‌های سالم، بهره‌گیری از باغچه و تولید برخی محصولات برای مصرف شخصی و تعارفات و پیش‌كش‌های معمول میان همسایگان هم به شمار می‌آمد.

فضای داخلی خانه، بسته به تمكن صاحب‌خانه از تزیینات و امكانات خاصی برخوردار بود. جلوه‌های خلاقیت، هنر و معماری كارآ را درفضاهای  داخلی می‌توان مشاهده نمود. چنان‌چه گفته شده‌است از بین 200 خانه‌ای كه در اصفهان مطالعه گردیده؛ دو تا خانه دقیقاً شبیه  هم نیستند. که این خلاقیت یا براساس نیاز پدید می‌آمد و یا با استفاده از تجربیات پیشینیان.(عبدالله جبل عاملی/1383)

نمای داخلی خانه‌های طبقات مختلف با هم فرق داشت، اما سعی می‌شد كه ظاهر و نمای بیرونی خانه (به استثناء برخی خانه‌ها كه سردر متفاوتی داشتند) بقیه، با دیگر خانه‌های اطراف تفاوتی نداشته باشد. سكوهایی جنب درب ورودی تعبیه می‌شد، و روی درب سمت راست، یك حلقه فلزی برای زنان و در سمت چپ؛ یك كوبه فلزی برای مردان، در نظر گرفته می‌شد كه حتی سمت قرار گیری آن هم بدون دلیل نبوده؛ و جهت رعایت حال زنانی است كه می‌خواهند از پشت درب خانه، پاسخ‌گو باشند. برای وارد شدن به فضاهای مختلف از جمله فضای مهمانی و اندرونی می‌بایست از راهروهای پرپیچ و خم عبور می‌كردند كه دالان نامیده‌می‌شد.(محمد كریم پیرنیا/1371/ص161)

همه‌ی این تدابیر به خاطر محدود كردن تعرض و دید افراد غریبه به داخل حریم مقدس خانواده و دنیای محرم آنان بوده‌است.

با مورد بررسی قرار دادن ویژگی های فرهنگی برخی عناصر عمومی شهر تاریخی، می توان به عمق تأثیر آن در روح و جسم آدمی پی برد. این ویژگی حتی در مورد جزیی ترین عنصر شهری یعنی سقاخانه هایی که با عباراتی چون «یا حسین شهید» و تصاویری از واقعۀ کربلا همراه شده بودند قابل مشاهده است که هدف طراح آن، تنها سیراب کردن جسم رهگذر نیست بلکه به روح او نیز می اندیشد.

«مسجد»، از عناصر مهم شهری است كه به عنوان مهم‌ترین بنای عمومی تلقی شده و در تفكرات مربوط به شهرسازی اسلامی نقش عامل زیربنایی را ایفاء می‌كند. مساجد علاوه بر نقش مذهبی، اجتماعی و سیاسی تا قبل از ایجاد مدارس مستقل، به ایفای نقش آموزشی نیز می‌پرداخته‌اند.

 در مساجدی كه مركز آموزشی نیز بوده‌اند؛ از تعلیمات ابتدایی تا پیچیده‌ترین مسایل فلسفی تدریس می‌گردیده‌است.(مشهدیزاده/1378/ص283)

 علاوه بر رعایت  موارد عملكردی در ساخت مسجد؛ به امور فرهنگی و اعتقادی نیز توجه خاصی می‌شده‌است كه همه‌ی مردم خود را ملزم به رعایت آن می‌دانستند. به عنوان نمونه نمازگزار یا كسی كه می‌خواسته به درون مسجد پای گذارد می‌بایست پاك باشد و مردم دین دار تا بدان‌جا به این آیین پای بند بوده‌اند كه هیچ ساختمانی را به مسجد نمی‌چسباندند. پیرامون مسجد همیشه گذر و بازارچه و كوچه سرپوشیده بود؛ تا آلوده‌ای نتواند در كنار آن درنگ كند. هم‌چنین اگر مدرسه‌ای در كنار مسجد بنیاد می‌شد پیوسته به بارو و دیوار مسجد به جای اتاق، راهرو می‌ساختند. مانند مسجد جامع اصفهان.

 هم‌چنین از قدیم‌الایام بیرون از نیایشگاه جایی را برای شست و شو فراهم می‌كردند كه نیایشگر و نمازگزار پیش از آن‌كه به نیایشگاه درآید پلیدی‌ها را از خود بزداید و با شستن اندام و سروتن و پوشیدن جامه‌ی پاكیزه آماده‌ی نیایش شود.(پیرنیا/1371/صص45 و 46)

وقتی كه مقدمات نیایش فراهم می‌شد و نمازگزار پای در مسجد می‌گذاشت، غرق در عظمت و زیبایی و هنری كه در دیوارها، گنبد، مناره، منبر، محراب و خط نوشته‌هایی كه در پیرامون خود می‌دید و همه با زبان بی‌زبانی ذكر خدا را می‌گفتند؛ با یك نیروی اسرار آمیز و ناخودآگاه به سمت معبود می‌شتافت و آنقدر تحت تأثیر فضای معنوی حاكم بر آن‌، احساس لذت می‌كرد كه در ترك مسجد؛ تعلل ورزیده و باتلاش در كشف اسرار بنا، و خواندن خطوط بنّایی مسجد جامع (اصفهان) درمی‌یافت كه بنا با کنار هم چیدن آجر شعری را به رشتۀ تحریر در آوده‌است با این مضمون :

چون نامه‌ی جرم ما به هم پیچیدند             بردندو به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه كس گناه ما بود ولی              ما را به محبت علـی بخشیـدند

(سیدمهدی سجادی نایینی/1380/ص71)

بازار نیز به عنوان یک عنصر عمومی، علاوه بر نقش اقتصادی؛ محل اجتماع، محل دادوستد، كانون شورشها و اعتصابها، سیاستمداریها، محل پخش اطلاعات، مرا‌وده و آشنایی نیز بوده‌است و گاهی اوقات نقش مكان امنیتی را نیز ایفا كرده‌است‌.

 در ایران بازارهای شهرهای قدیمی و تاریخی، به نظر «كارلاسرنا»   سیاح ایتالیایی: محل ملاقات عمومی است، كه در آن معامله می‌كنند و درباره‌ی مسائل خصوصی یا تجاری سخن می‌گویند و در امور عمومی یا دولتی به بحث و نظر می‌پردازند؛ به نظر وی در یك كلمه، بازار هم مركز معاملات است و هم مجلس شورا. (كارلاسرنا/1363/ ص‌47)

براساس ویژگی‌های معماری بازار و مكان‌یابی آن؛ علاوه بر رفع نیازهای مردم در شهرها، به جنبه‌های معنوی، شخصیت انسانی و اخلاقی جامعه هم توجه لازم را می‌نمود. به طوری كه می‌توان گفت بازار سرپوشیده شهرهای ایران با اقلیم های متفاوت، هنوز هم مناسب‌ترین محل برای پیشه‌ور و خریدار ایرانی است.

رقابت سالم میان فروشندگان، قدرت انتخاب برای مشتری به خصوص در راسته‌بازارها، تقویت بعد معنوی و اسلامی  و تشریك مساعی و نوعدوستی به واسطه‌ی مجاورت با مساجد و به خصوص مسجد جامع، تأمین آسایش و امنیت مردم و به خصوص زنان، به دلیل احساس مسئولیت فروشندگان در قبال خریدار، احساس انس و الفت به رسم برادری میان فروشنده و خریدار، كه شاید به این دلیل است كه همه خود را  اعضای یك گروه اجتماعی، در زیر یك سقف می‌دانند. و... همه از كاركردهای گوناگونی است كه فضای بازار به مردم عرضه می‌داشت و كماكان این ارزش‌ها در بازارهای قدیم وجود دارد.

 یكی دیگر از عناصر عمومی بافت قدیم، حمام یا گرمابه بوده‌است. وجود گرمابه‌های بسیار، در محلات مختلف، نشان از اهمیت دادن ایرانیان به پاكیزگی دارد كه البته پس از اسلام، بیشتر مشهود شده‌است. كاركرد گرمابه به نظافت تن محدود نمی‌شده‌است. گرمابه، محل گردهم‌آیی اقشار مختلف اجتماعی است. مكان‌هایی هم جهت تعامل هرچه بهتر آنان در نظر گرفته‌شده‌بود به همین خاطر است كه مردم و به خصوص زنان، ساعت‌ها با رغبت در حمام به گفتگو می‌پرداختند و مراسمی چون حنابندان، حمام عروس و حمام زایمان و غیره را انجام می‌دادند.(محمد كریم پیرنیا/1371/ص201) به این ترتیب در گذشته، حمام هم به بعد جسمانی انسان‌ها توجه داشته و هم به روح انسان.

در ساخت حمام، مسایل اعتقادی هم از نظر دور نمی‌ماند و به دلیل عدم استفاده از آب غصبی، حتی اگر حمام در كنار قنات هم بود، چاهی را جهت استفاده از آب آن حفر می‌كردند.(همان/ص200)

بقیه در مطلب بعدی ارسال خواهد شد.




طبقه بندی: شهر و شهرسازی، 
[ دوشنبه 10 فروردین 1388 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ دهقان نژاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نویسندگان
نظر سنجی
لطفا نظر و علاقه خود را با انتخاب یک یا چند گزینه اعلام کنید






لینک های مفید
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت